پیامدهای تداوم جنگ/از افزایش ۲.۵درصدی تورم تا کاهش ۲.۵ درصدی نرخ رشد اقتصادی جهان
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به آخرین مطالعات انجامشده درباره کیفیت حکمرانی اظهار کرد: آخرین مطالعاتی که درباره کیفیت حکمرانی انجام شده نیز همین روند را تأیید میکند. ما از سال ۲۰۰۳ به این سو با یک سقوط در کیفیت حکمرانی مواجه بودهایم. اگرچه در تأمین کالاهای عمومی وضعیت ما بهطور نسبی بهتر بوده، اما در حوزههایی مانند ظرفیت دولت، ظرفیت مالی، هماهنگی، توان اجرایی و شاخصهای دموکراتیک، بهشدت ضعیفتر شدهایم.
به گزارش اکونگار به نقل از ایکنا، حجتالله میرزایی، استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، در نشست تخصصی «منازعه ایران و آمریکا؛ تحلیل ابعاد بینالمللی، اجتماعی و اقتصادی» که امروز، سهشنبه ۲۷ مردادماه، در مرکز پژوهشهای اتاق ایران برگزار شد، گفت: دستکم در ۱۵ سال پیش از جنگ اخیر، در وضعیتی قرار داشتیم که بهطور آشکاری بر وضعیت ما پس از جنگ ۱۲ روزه نیز تأثیر گذاشته است. بنابراین نباید تغییرات و شرایط ایجادشده از جنگ ۱۲ روزه به بعد را بهصورت انتزاعی و جدا از روندهای پیشین تحلیل کنیم.
وی افزود: از ابتدای این دوره، مهمترین ویژگی ۱۵ ساله اخیر، تضعیف شدید کیفیت حکمرانی در ایران بوده است. تقریباً همه شاخصهای حکمرانی، از جمله شاخص ثبات اقتصادی و شاخص دولت کارآمد، با افت قابل توجهی مواجه شدهاند. در رتبهبندی فساد نیز در یک دوره هشتساله، وضعیت ایران به شکل محسوسی کاهش یافته و تقریباً همه شاخصهای نهادی این روند نزولی را نشان میدهند.
میرزایی ادامه داد: برای مثال، اگر شاخص مهار فساد را بررسی کنیم، نمره ایران از حدود ۵۰ در مقطعی، به حدود ۲۵ و حتی ۱۵ رسیده است. معنای این وضعیت آن است که هزینههای رشد اقتصادی و فعالیت اقتصادی در ایران بهشدت افزایش پیدا کرده و اثربخشی سیاستهای دولت نیز بهشدت کاهش یافته است.
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به آخرین مطالعات انجامشده درباره کیفیت حکمرانی اظهار کرد: آخرین مطالعاتی که درباره کیفیت حکمرانی انجام شده نیز همین روند را تأیید میکند. ما از سال ۲۰۰۳ به این سو با یک سقوط در کیفیت حکمرانی مواجه بودهایم. اگرچه در تأمین کالاهای عمومی وضعیت ما بهطور نسبی بهتر بوده، اما در حوزههایی مانند ظرفیت دولت، ظرفیت مالی، هماهنگی، توان اجرایی و شاخصهای دموکراتیک، بهشدت ضعیفتر شدهایم.
وی افزود: یکی از نتایج این وضعیت را میتوان در برخی شاخصهای مهم اقتصادی مشاهده کرد. برای مثال، ایران یکی از ضعیفترین عملکردها را هم در سطح جهان و هم در منطقه در زمینه جذب سرمایه خارجی داشته است. نهتنها در جذب سرمایه خارجی توفیق چندانی نداشتهایم، بلکه دستکم در ۱۰ سال گذشته، ایران یکی از کشورهای مهم سرمایهفرست نیز بوده است. برآوردهای مختلف، سالانه از ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار خروج سرمایه از ایران حکایت دارد.
میرزایی تصریح کرد: در جذب سرمایه داخلی نیز وضعیت مشابهی داشتهایم. دستکم از سال ۱۳۹۷، یعنی زمانی که ترامپ برجام را غیرقابل اجرا اعلام کرد، شاخص انباشت سرمایه در ایران بهشدت سقوط کرده است. متأسفانه در طول هشت سال گذشته، یعنی از سال ۱۳۹۷ به این سو، حتی در سطح جبران استهلاک سرمایه نیز نتوانستهایم سرمایهگذاری کافی داشته باشیم.
وی ادامه داد: همین وضعیت را در خروج سرمایه انسانی و سرمایه خلاق نیز میتوان مشاهده کرد. بهطور طبیعی، نتیجه چنین روندی، کاهش شدید رشد اقتصادی بوده است. در روزهای اخیر نیز درباره اینکه آیا رشد اقتصادی ما واقعاً صفر بوده یا بیشتر از صفر بوده، بحثهایی شکل گرفته است، اما دستکم در زمینه رشد درآمد سرانه، یعنی رشد اقتصادی با لحاظ رشد جمعیت، یکی از پایینترین نرخهای رشد را در سطح منطقه داشتهایم.
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی گفت: این در حالی است که طی همین ۱۵ سال اخیر، نمونههای بسیار متعددی در منطقه خاورمیانه، آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا وجود دارد که کشورهایی توانستهاند رشدهای بزرگی را تجربه کنند و به نمونههای بسیار جذاب مطالعاتی تبدیل شدهاند. در همسایگی ما، گرجستان و عربستان از جمله این کشورها محسوب میشوند. اکوادور، شیلی و بسیاری از کشورهای دیگر نیز در گزارشها و مطالعات مختلف بهعنوان نمونههایی از تجربه رشد اقتصادی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
میرزایی در ادامه به پیامدهای بازگشت تحریمها اشاره کرد و گفت: متأسفانه از سال ۱۳۹۷ و با بازگشت مجدد تحریمها، یک دوره افزایش شدید فقر، نابرابری و کاهش رشد اقتصادی را تجربه کردیم. همافزایی تشدید تحریمها و بحران کرونا، در کنار ناتوانی دولت برای بهکارگیری سیاستهای جبرانی و محدودیتهای مالی که دولت با آنها مواجه بوده، باعث شد رشد اقتصادی بهشدت کاهش پیدا کند.
وی افزود: همزمان، تورم نیز از نرخ ساختاری و بلندمدت حدود ۱۵ درصد، ابتدا به ۲۲ درصد و سپس در برخی مقاطع به حدود ۴۵ درصد افزایش پیدا کرد. همزمان با این روند، نرخ فقر و جمعیت زیر خط فقر نیز افزایش یافت.
میرزایی اظهار کرد: در سالهای کرونا، یعنی از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱، با یک جهش بیسابقه در جمعیت دچار فقر مواجه بودیم و متأسفانه سیاستهای ضعیف دولت نتوانست از این روند جلوگیری کند. همچنین در زمینه حمایت از خانواده نیز یکی از ضعیفترین عملکردها را داشتهایم.
میرزایی ادامه داد: در ۱۵ سال گذشته، با وجود کاهش کیفیت حکمرانی، افت سرمایهگذاری و افزایش تورم، بالاترین سطح حمایت از خانواده را نیز تجربه نکردهایم و مجموعه این عوامل عملاً به کاهش شدید تابآوری اقتصادی منجر شده است. اکنون این تابآوری در جریان جنگ نیز بهشدت کاهش یافته است.
وی افزود: صرفنظر از سیاستهای سیاسی و اجتماعی، در حوزه اقتصاد مجموعه این عوامل باعث شده است طبقه متوسط با تضعیف شدیدی مواجه شود. برآوردها نشان میدهد طبقه متوسط حدود ۲۰ درصد کوچکتر شده و تقریباً به همین میزان به طبقه فقیر اضافه شده است. البته برای محاسبه جمعیت فقیر، صرفاً نباید به افرادی توجه کرد که درآمد کافی ندارند یا از مسکن و غذای کافی برخوردار نیستند؛ گروههای بزرگی نیز وجود دارند که درآمد و امکانات حداقلی زندگی را دارند، اما بهشدت در معرض آسیب و سقوط به زیر خط فقر قرار دارند.
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی تصریح کرد: برای این گروهها، وقوع یک بیماری یا نیاز به یک عمل جراحی میتواند در غیاب یک نظام تأمین اجتماعی مناسب، آنها را بهسرعت به زیر خط فقر سوق دهد و این جمعیت، جمعیت قابل توجهی است.
وی در ادامه با اشاره به پیشبینیهای اقتصادی پیش از جنگ اظهار کرد: پیش از جنگ و پیش از اعتراضات دیماه، پیشبینیهای جهانی حاکی از این بود که در سال ۱۴۰۴ حدود دو میلیون نفر و در سال ۱۴۰۵ حدود سه میلیون نفر به جمعیت ایران اضافه خواهد شد. همچنین پیشبینی میشد رشد اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۴ چیزی بین صفر تا نیم درصد و در سال ۱۴۰۵ بین صفر تا منفی سه درصد باشد.
میرزایی ادامه داد: اما بهسرعت و پس از جنگ ۱۲ روزه، این پیشبینیها تغییر کرد. بر اساس پیشبینیهایی که تا پایان فروردینماه انجام شده بود، یعنی زمانی که هنوز جنگ آغاز نشده بود و در واقع هنوز با تبعات کامل جنگ مواجه نشده بودیم، برآوردهایی وجود داشت که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ نرخ رشد اقتصادی حدود منفی ۹ تا منفی ۱۰.۵ درصد را تجربه خواهد کرد.
وی افزود: این برآوردها مربوط به زمانی بود که هنوز ما محاصره دریایی را تجربه نکرده بودیم، در حالی که در پنج ماه نخست سال که پشت سر گذاشتهایم، سه ماه آن با محاصره شدید دریایی همراه بوده و صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی تقریباً به صفر رسیده و واردات نیز بهشدت محدود شده است.
میرزایی گفت: البته واردات برخی کالاهای خاص با نظارت انجام میشود، اما این واردات لزوماً تأمینکننده همه نیازهای داخلی نیست. اگر این محاصره و محدودیت دریایی ادامه پیدا کند، نهتنها برای اقتصاد ایران، بلکه برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و بهویژه سایر کشورهای درگیر در زنجیره تجارت و انرژی، پیامدهای بسیار وخیمی خواهد داشت.
وی در تشریح پیامدهای جهانی تداوم جنگ اظهار کرد: در سطح جهانی، پیشبینیها را میتوان به سه سناریو تقسیم کرد؛ اینکه جنگ در نیمه تابستان، یعنی در تیرماه، پایان پیدا کند؛ اینکه در شهریورماه تمام شود؛ یا اینکه تا پایان سال ۲۰۲۶ ادامه پیدا کند. تداوم جنگ میتواند نرخ تورم جهانی را تا حدود ۲.۵ درصد افزایش دهد و نرخ رشد اقتصادی جهان را تا حدود دو تا ۲.۵ درصد کاهش دهد.
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: اما اگر بسته بودن تنگه هرمز ادامه پیدا کند و صادرات نفت همچنان با محدودیت مواجه باشد، ممکن است نزدیک به یک میلیارد نفر از جمعیت کشورهای آفریقایی و جنوب آسیا به زیر خط فقر سقوط کنند و فاجعه گرسنگی که پیش از اجرای برنامههای توسعه، حدود یک میلیارد نفر را درگیر کرده بود، دوباره بازگردد. این مسئله بسیار بسیار نگرانکننده است.
وی با اشاره به تجربه بحرانهای نفتی گذشته گفت: در نخستین شوک نفتی سال ۱۹۷۳، بازندگان اصلی نه آمریکاییها و نه اروپاییها، بلکه کشورهای در حال توسعه بودند. بحران بزرگ بدهیها نیز پس از همان شوک نفتی شکل گرفت. امروز نیز تداوم محدودیتها، برخلاف آنچه دائماً القا میشود، نه برای آمریکا و نه برای اروپا، بلکه برای کشورهای در حال توسعه در آفریقا، جنوب آسیا و آمریکای لاتین میتواند بهشدت پرمخاطره باشد.
میرزایی افزود: دستکم تجربهای که برای کشورهای اروپایی از شوک نفتی نخست تاکنون و بهویژه شوک انرژی پس از جنگ روسیه و اوکراین وجود دارد، نشان میدهد این کشورها توانستهاند تابآوری نسبتاً خوبی ایجاد کنند. آنها از طریق شناسایی و توسعه انرژیهای جایگزین به جای انرژیهای فسیلی، بخشی از آسیبپذیری خود را کاهش دادهاند.
وی با اشاره به طرح موضوع «زمستان سخت» در اروپا گفت: به یاد دارید که در سال ۱۴۰۱، چقدر موضوع «زمستان سخت» در اروپا مطرح و ترویج میشد و چه اندازه در سیاستهای کلیدی دولت وقت بازتاب پیدا کرد. البته در دامن زدن به این گزاره اغواگر و در کماهمیت جلوه دادن آثار آن بر اقتصاد ایران، برخی که آنها را بهعنوان تحلیلگر اقتصادی میشناسید نیز بسیار مؤثر بودند.
میرزایی ادامه داد: اگر بررسی کنید، ببینید نخستین بار چه کسانی موضوع «زمستان سخت» را مطرح کردند. الزاماً طرفداران نزدیک دولت سیزدهم نبودند، بلکه کسانی بودند که ظاهراً منتقد دولت بودند، اما این گزاره را در فضای عمومی مطرح و تقویت کردند. به هر دلیلی، همان افرادی که امروز نیز میگویند ما اصلاً آرایش جنگی در اقتصاد نداریم، اتفاق خاصی برای اقتصاد نیفتاده و وضعیت اقتصادی کشور بسیار خوب است، بر این گزاره نیز تأکید داشتند که تداوم جنگ پیامد مهمی برای اقتصاد نخواهد داشت.
وی تصریح کرد: ظاهراً آنها زمانی جنگ را جدی تلقی میکنند که یکی از همان اشکال تشدید بحران، مانند تجربه غزه یا عراق، اتفاق بیفتد. در حالی که ما اکنون در اقتصاد، در حال تجربه یک فروپاشی آرام و تدریجی هستیم.
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به آثار جنگ بر بازار کار گفت: آثار این وضعیت در بازار کار نیز قابل مشاهده است. بر اساس دادههای رسمی سازمان تأمین اجتماعی، در پایان سال ۱۴۰۴ حدود ۶۰۰ هزار نفر از شاغلان کاهش پیدا کردهاند.
میرزایی اظهار کرد: نتایج و پیامدهای جنگ اخیر برای اقتصاد کشور بسیار جدی است. در چنین شرایطی، بنگاهها و اقتصادهای ملی نمیتوانند بهسادگی به فعالیت عادی خود ادامه دهند، بلکه کشورها بهتدریج منزوی و ضعیف میشوند و قدرت جذب سرمایه اقتصادی، سرمایه مالی و سرمایه انسانی را از دست میدهند.
وی افزود: در چنین شرایطی، کشورهایی که اقتصادشان به سمت الگویی از «اقتصاد مقاومتی» حرکت میکند، ممکن است به سمت یک اقتصاد کاملاً محلی و محدود، بدون ارتباط گسترده با اقتصاد بینالملل، سوق پیدا کنند؛ در حالی که ارتباط با اقتصاد جهانی یکی از مؤلفههای تعیینکننده قدرت اقتصادی کشورهاست.
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: پیشبینیها نشان میدهد که با یک نظام اقتصادی کاملاً تجزیهشده و چندپاره در اقتصاد جهانی مواجه خواهیم شد؛ به این معنا که کشورها بر اساس میزان تسلط و برخورداری از عناصر کمیاب، آرایش اقتصادی جدیدی پیدا خواهند کرد. البته در سناریوی خوشبینانه، ممکن است قطبهای جدیدی شکل بگیرند، اما باید توجه داشته باشیم که بهطور جدی باید با اقتصاد مبتنی بر تجارت و رقابت آزاد در سطح جهانی، به تدریج خداحافظی کنیم.
وی گفت: بخشی از این تحول نیز ناشی از فناوریهای جدید است. در زمینه عناصر و مواد معدنی کمیاب، چینیها دست برتر را دارند و با فاصله رتبه نخست جهان را در اختیار گرفتهاند. در مقابل، آمریکاییها تلاش میکنند با یارگیری و ایجاد قطبی متشکل از کشورهای دیگری که از این عناصر کمیاب برخوردارند، این برتری را جبران کنند.
میرزایی با اشاره به اهمیت عناصر خاکی کمیاب در فناوریهای جدید اظهار کرد: برای مثال، یک گوشی هوشمند در مقایسه با گوشیهای قدیمی ممکن است بیش از ۱۰ تا ۲۰ برابر از عناصر خاکی کمیاب استفاده کند. یک خودروی برقی نیز حدود ۲۱۰ کیلوگرم از این عناصر را مصرف میکند که حدود هفت برابر خودروی بنزینی است. تقریباً همه فناوریهای جدیدی که به آنها اشاره کردم، بهشدت به این عناصر خاکی کمیاب وابسته هستند و به همین دلیل، نظم سابق بینالمللی نیز حتماً دستخوش تغییر خواهد شد.
میرزایی در ادامه با اشاره به ابعاد ژئوپلیتیکی منازعه ایران و آمریکا گفت: جنگ آمریکا علیه ایران، علاوه بر اینکه ما یک دشمن دیرینه به نام اسرائیل داریم و عواملی که دوستان درباره آن صحبت کردند و شاید برای آمریکاییها نیز به نوعی هویتی شده باشد، باید از منظر یک بازی بزرگتر در جهان نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه داد: به هر حال، نتیجه این جنگ این بوده که علاوه بر ایران، برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله کویت و بحرین، نیز آسیبهای بسیار جدی دیدهاند. مجموعه کشورهای حاشیه خلیج فارس در مجموع حدود ۳۵ سال عقب افتادهاند؛ یعنی ممکن است حدود ۳۵ سال طول بکشد تا این کشورها بتوانند به وضعیت پیش از جنگ بازگردند.
استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی در پایان سخنان خود تصریح کرد: حال اگر از منظر دیگری به این مسئله نگاه کنیم و ببینیم که کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران، یعنی هفت کشور مسلمان منطقه، با چنین پسرفتی مواجه شدهاند، باید این پرسش را مطرح کنیم که در نهایت چه کسی برنده این بازی خواهد بود. این نیز یکی از نکاتی است که باید به آن توجه جدی داشت.