«اکونگار» گزارش می‌دهد؛

تکرار سناریوی شکست‌خورده شوک درمانی/گزینه‌های بنزینی دولت یکی از یکی بدتر

تجربه شوک درمانی و افزایش یکباره نرخ ارز در دیماه سال گذشته درس عبرتی برای دولت نشد و هنوز دوست دارد بین همه گزینه ها، بدترین، پر ریسک ترین و خطرناک ترین را انتخاب کند.

اکونگار، فهیمه اکبری صحت- مصرف بنزین در  سال‌های اخیر به سرعت بسیار بالایی رشده کرده  به گونه‌ای که  طبق آمار مرکز پژوهش‌های مجلس سرانه مصرف بنزین  از ۷۴.۴میلیون لیتر در روز در سال ۱۳۹۵ به بیش از ۱۳۰میلیون لیتر در سال ۱۴۰۴ رسیده است. از سوی دیگر واردات بنزین بار ارزی بیش از ۶میلیارد دلاری را بر دوش دولت گذاشته است. به همین دلیل دولت با مصوبه‌های مختلف به دنبال افزایش قیمت بنزین و تغییر الگوی مصرف سوخت در کشور است. 

شرایط سخت افزایش نرخ بنزین/ابهام در طرح اصلاح نظام قیمتی انرژی

هفته گذشته به یکباره و بدون اطلاع قبلی نرخ بنزین در کرمان بیشاز ۷۸هزار تومان اعلام شد که دقیقا همان نرخ تمام شده پالایشگاهی  بنزین بود، اما این قیمت  پس از ساعاتی تکذیب  و عرضه بنزین با قیمت قبلی ادامه یافت. 

با وجود اینکه همچنان تغییر در قیمت بنزین ایجاد نشده است، اما به نظر می‌رسد دولت در نظر دارد با آزمون و خطاهای مختلف  و طراحی سناریوهای گوناگون قیمت بنزین را در سال جاری افزایش دهد.  با این حال سیاسی شدن کالایی چون بنزین راه را بر اصلاح ساختار م جود سخت کرده است.

هاتف سیدپور، مدیرعامل مجتمع آموزشی سرآمد و کارشناس اقتصادی در یادداشتی  تبعات سناریوهای بنزینی دولت را بررسی کرده، در ادامه مشروح این یادداشت را بخوانید. 

گزینه‌های بنزینی دولت یکی از یکی بدتر است

هاتف سیدپور: 

این را می نویسم که وجدانم راحت باشد اگر چه می دانم گوش شنوایی در دولت نیست.

هیچ رئیس جمهوری به اندازه اقای پزشکیان تصمیم های اشتباه اقتصادی نگرفته و هیچ رئیس دولتی اینقدر به راه حل های رادیکال و خطرناک در حوزه اقتصادی علاقه نشان نداده.

گویا ماجرا از این قرار است یا لااقل دولت ادعا می کند؛ مصرف روزانه بنزین 130میلیون لیتر و تولید 120 میلیون است. حالا به خاطر کسری 10 میلیون لیتری به جای اینکه جلوی قاچاق 30میلیون لیتری روزانه را بگیرد می خواهد قیمت ها را به شکل رادیکال تغییر دهد.

دولت و معاونت بهینه سازی ریاست جمهوری میلیاردها تومن خرج کرده که کشور و مردم را در زمینه مصرف بهینه بنزین بین سه گزینه بد، بدتر و فاجعه بار قرار دهد!

حالا می خواهند بین این راه حل های بد، بدتر و فاجعه بار یکی را انتخاب کنند!!

واقعیت این است که انتخاب درست بین اینها«هیچکدام» است

دو گزینه اول به قدری بد است که مردم به اجبار به گزینه سوم فکر می کنن ولی واقعیت این است که گزینه سوم از همه گزینه های دیگه فاجعه بارتر است.

ظاهرش قشنگ ولی باطنش فاجعه است!

«سهمیه بنزین برای همه مردم با امکان انتقال و خرید و فروش»؛

هدف نهایی این طرح گران سازی، آزادسازی و از همه خطرناک تر «جهانی سازی» قیمت بنزین به دست خود مردم است.

در این طرح مردم خودشان با دست خودشان بنزین را گران خواهند کرد!!

قرار است بازاری راه بیفتد تا مردم بتوانن بنزین را به هم دیگه بفروشند، ولی با چه قیمتی؟!

هر قیمتی که اینجا کشف شود آینده اقتصاد ملی را عمیقا تحت تاثیر قرار خواهد داد.

هم قیمت و هم «شناور سازی قیمت بنزین» آثار و پیامدهای ناشناخته ای خواهد داشت.

واقعیت تلخ این است که اگر مردم بنزین شان را چند برابر گرانتر بفروشند باز هم از پس هزینه ها و تورم سرسام آوری که بعد از آزادسازی و جهانی سازی قیمت برای شان ایجاد خواهد شد، برنخواهند آمد.

آنکس که پولدار است هیچ مشکلی با این طرح نخواهد داشت

آنکس که فقیر است این مقدار بنزین تغییری در زندگیش ایجاد نخواهد کرد

بلکه طبقه متوسط ایران است که زیر این فشار له خواهد شد

دقت کنید؛ فاجعه فقط گران سازی قیمت بنزین نیست بلکه جهانی سازی آن است. به معنای دیگه بعد از اجرای کامل این طرح قیمت بنزین تحت تاثیر قیمت نفت در بازارهای جهانی و همین طور نرخ ارز قرار خواهد گرفت.

دولت با دست خودش بی ثباتی بازارهای جهانی را به بازارهای داخلی سرایت خواهد داد و این مشکل جدیدی در اقتصاد ایجاد خواهد کرد.سفره و زندگی مردم مستقیم به قیمت جهانی نفت گره خواهد خورد.

تورم وارد چرخه مخرب تر و هولناکتر خواهد شد و نارضایتی اجتماعی به شدت بالا خواهد رفت.

اما دردناک تر از اینها حذف اهرم تنگه هرمز از دست نیروهای مسلح ایران است.

به معنای دیگه وقتی ایران تنگه هرمز را می بندد و قیمت نفت بالا می رود قیمت بنزین در ایران هم بالا خواهد رفت و این یعنی فشار به خود مردم ایران.

عملا انگار دولت دارد با دست خودش بر علیه مردم خودش اقدام می کند!

با اجرای این طرح بستن تنگه هرمز بر ضد مردم ایران تبدیل خواهد شد!

واقعا چرا باید چنین طرح فاجعه باری در چنین زمان حساسی مطرح شود؟!

این کار، یعنی دادن سرانه بنزین به مردم در هیچ کجای دنیا حتی عدالت گراترین دولت های جهان هم انجام نشده.

این اقدام می تواند یک سیاه چاله در اقتصاد ایران ایجاد کند که هیچکس توان مدیریت کردن پیامدهایش را نخواهد داشت.

اگه خدایی نکرده به هر دلیلی تولید بنزین کشور از این مقداری که هست کمتر شود، تکلیف سهمیه مردم چه خواهد شد؟

این سیاست قرار است چند سال ادامه پیدا کند؟ اگه در آینده تولید بنزین کشور به اندازه رشد جمعیت رشد نکرد تکلیف چیست؟

از اینها مهمتر آیا درست است که بعد از ارایه سهمیه بنزین قرار است سهمیه گاز، برق،آب و گازوئیل هم داده شود؟! و همه اینها با قیمت جهانی به ایرانی ها فروخته شود؟!

تجربه شوک درمانی و افزایش یکباره نرخ ارز در دیماه سال گذشته درس عبرتی برای دولت نشد و هنوز دوست دارد بین همه گزینه ها، بدترین، پر ریسک ترین و خطرناک ترین را انتخاب کند و فکر می کند خیلی شجاعت دارد.

بعد از حوادث تلخ دیماه سال گذشته از یکی از مسئولین پرسیدم : چند میلیارد دلار حاضر بودید خرج کنید تا آن همه فاجعه در کشور رخ نمی داد و خون مردم از هر طیف و طایفه ای ریخته نمی شد؟

گفت: صدها میلیارد دلار

گفتم: پس چرا 10 میلیارد دلار خرج نکردید که اصلا کار به خیابان کشیده نشود؟!

همین هفته پیش بود که وزیر دارایی رژیم اسرائیل گفت: «تنها راه سرنگونی حکومت در ایران اقتصاد است، اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد، اقتصاد».

از دیگر رسانه ها
دیدگاه