پیامدهای بحران انرزی؛کاهش ۲۰درصدی صادرات فولاد اروپا

صادرات فولاد اتحادیه اروپا در نیمه نخست ۲۰۲۶ حدود ۲۰ درصد کاهش یافت؛ افتی که در کنار تعرفه‌های آمریکا، رقابت فولاد چین و افزایش هزینه انرژی، فشار بر صنعت فولاد اروپا را تشدید کرده است. همزمان، بروکسل از ابتدای ژوئیه نظام جدید سهمیه و تعرفه را برای محدود کردن ورود فولاد مازاد به بازار این اتحادیه اجرایی کرد.

به گزارش اکونگار به نقل از اکوایران؛ فولاد اروپا در سال ۲۰۲۶ با مسئله‌ای فراتر از افت صادرات مواجه شده است، ترکیبی از هزینه بالای انرژی، ضعف تقاضای صنعتی، مازاد ظرفیت جهانی و تشدید موانع تجاری، موقعیت تولیدکنندگان اروپایی را در بازار جهانی تحت فشار قرار داده است.

بر اساس داده‌های انجمن فولاد اروپا (EUROFER)، صادرات فولاد اتحادیه اروپا در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۲۰ درصد کاهش داشته است. در همین دوره، صادرات فولاد اروپا به آمریکا حدود ۲۹ درصد افت کرده و صادرات به بازارهایی مانند چین، هند و ترکیه نیز حداقل ۱۸ درصد کاهش یافته است.

این روند در آمار هفت‌ماهه نیز قابل مشاهده است. اتحادیه اروپا در فاصله ژانویه تا ژوئیه ۲۰۲۶ حدود ۵.۳۹۲ میلیون تن محصولات فولادی تخت و طویل به کشورهای خارج از اتحادیه صادر کرد؛ رقمی که نسبت به ۶.۵۱۰ میلیون تن در مدت مشابه سال قبل، ۱۷.۲ درصد کاهش نشان می‌دهد. ارزش این صادرات نیز با افت ۱۸.۳ درصدی به حدود ۵.۱۹ میلیارد یورو رسید.

آمریکا؛ یکی از مهم‌ترین ضربه‌ها به صادرات اروپا

یکی از عوامل مهم افت صادرات فولاد اروپا، تغییر شرایط تجارت با آمریکاست. اعمال تعرفه ۵۰ درصدی آمریکا بر فولاد، صادرات فولاد اروپا به این بازار را به شکل محسوسی کاهش داده است. صادرات محصولات فولادی اروپا به آمریکا در نیمه نخست سال جاری حدود ۲۹ درصد پایین آمده است.

اما مسئله تنها آمریکا نیست. بازارهای سنتی دیگری مانند ترکیه، هند و چین نیز شاهد کاهش خرید فولاد اروپایی بوده‌اند. بنابراین کاهش صادرات را نمی‌توان صرفاً به یک سیاست تجاری نسبت داد؛ بلکه نشانه‌ای از ضعف موقعیت رقابتی فولاد اروپا در چند بازار همزمان است.

چین؛ مسئله‌ای بزرگ‌تر از یک رقیب

در سوی دیگر بازار، ظرفیت مازاد جهانی فولاد فشار را بر تولیدکنندگان اروپایی افزایش داده است.

در نشست اخیر «مجمع جهانی ظرفیت مازاد فولاد» در چارچوب OECD، ۲۸ اقتصاد بازارمحور درباره تشدید مازاد ظرفیت جهانی فولاد به توافق رسیدند. برآورد OECD نشان می‌دهد ظرفیت مازاد فولاد جهان می‌تواند در سال ۲۰۲۶ به حدود ۷۴۵ میلیون تن برسد؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۰۱ میلیون تن بوده است.

چین بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد جهان است و هند نیز در جایگاه دوم قرار دارد. هرچند این دو کشور عضو چارچوب جدید نیستند، حجم بالای تولید آنها یکی از محورهای اصلی بحث درباره مازاد ظرفیت جهانی است.

برای اروپا، مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که بازارهای مختلف برای مقابله با فولاد مازاد، دیوارهای تجاری خود را بالا می‌برند. در چنین شرایطی، خطر انحراف تجاری یا Trade Diversion افزایش می‌یابد؛ یعنی فولادی که امکان ورود به بازارهایی مانند آمریکا را از دست داده، می‌تواند راه خود را به بازارهای دیگر، از جمله اروپا، پیدا کند.

بروکسل دیوار تعرفه‌ای را بالا برد

اتحادیه اروپا از اول ژوئیه ۲۰۲۶ نظام جدیدی برای حمایت از صنعت فولاد خود به اجرا گذاشته است.

بر اساس این سازوکار، حجم فولادی که می‌تواند بدون پرداخت تعرفه وارد اتحادیه اروپا شود به ۱۸.۳ میلیون تن در سال محدود شده است. واردات مازاد بر سهمیه نیز مشمول تعرفه ۵۰ درصدی خواهد شد. این مقررات ۳۰ گروه محصول فولادی را پوشش می‌دهد.

بروکسل دلیل اصلی این اقدام را افزایش ظرفیت مازاد جهانی و خطر ورود فولاد منحرف‌شده از سایر بازارها عنوان کرده است. طبق برآورد کمیسیون اروپا، ظرفیت مازاد جهانی فولاد اکنون از ۶۲۰ میلیون تن فراتر رفته و می‌تواند به حدود ۷۲۱ میلیون تن برسد.

به این ترتیب، اروپا همزمان دو سیاست را دنبال می‌کند: از یک طرف می‌خواهد بازار داخلی را در برابر فولاد ارزان وارداتی محافظت کند و از طرف دیگر تلاش دارد تولید فولاد را در داخل اروپا حفظ کند.

با این حال، تعرفه به تنهایی مشکل فولاد اروپا را حل نمی‌کند.

EUROFER در جدیدترین چشم‌انداز خود اعلام کرده است که مصرف ظاهری فولاد اروپا در سال ۲۰۲۵ حدود ۴.۴ درصد رشد کرده، اما این افزایش به معنای بازگشت پایدار بازار نیست. سطح تقاضا همچنان حدود ۱۰ میلیون تن پایین‌تر از دوره پیش از همه‌گیری کرونا قرار دارد و پیش‌بینی می‌شود رشد تقاضا در سال ۲۰۲۶ تنها ۰.۴ درصد باشد.

از سوی دیگر، تقاضای صنایع مصرف‌کننده فولاد نیز در سال ۲۰۲۵ برای دومین سال متوالی کاهش یافته است. EUROFER رشد این بخش را برای ۲۰۲۶ تنها ۱.۳ درصد پیش‌بینی کرده و معتقد است بهبود جدی‌تر تا سال ۲۰۲۷ اتفاق نخواهد افتاد. صنعت خودرو نیز همچنان یکی از نقاط ضعف تقاضای فولاد اروپا محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، هزینه انرژی به یکی از مهم‌ترین مشکلات ساختاری تولیدکنندگان اروپایی تبدیل شده است. فولادسازی، به‌ویژه در مسیرهای مبتنی بر برق، یکی از صنایع انرژی‌بر است و افزایش قیمت انرژی به طور مستقیم هزینه تولید را بالا می‌برد.

EUROFER در سپتامبر نیز اعلام کرد که قیمت بالای ساختاری انرژی و عدم توازن تجاری، توان اروپا برای حفظ تولید صنعتی را تهدید می‌کند و کاهش هزینه برق، دسترسی به هیدروژن ارزان و ایجاد بازار برای فولاد کم‌کربن تولیدشده در اروپا را ضروری دانست.

معادله دشوار فولاد سبز

مشکل اروپا این است که همزمان با بحران رقابت‌پذیری، در حال اجرای یکی از پرهزینه‌ترین پروژه‌های صنعتی خود یعنی کربن‌زدایی فولاد است.

اتحادیه اروپا می‌خواهد فولادسازان خود را به سمت فناوری‌های کم‌کربن، استفاده بیشتر از برق تجدیدپذیر، هیدروژن و فرآیندهای جدید تولید هدایت کند. اما اجرای این تحول نیازمند سرمایه‌گذاری سنگین است؛ در حالی که تولیدکنندگان اروپایی همین حالا با هزینه بالای انرژی و کاهش تقاضا روبه‌رو هستند.

از نگاه صنعت فولاد اروپا، اگر هزینه این گذار سبز در شرایطی پرداخت شود که فولاد وارداتی از کشورهایی با هزینه انرژی و الزامات زیست‌محیطی پایین‌تر وارد بازار شود، بخشی از تولید ممکن است از اروپا خارج شود.

به همین دلیل EUROFER خواستار آن شده که اجرای سیاست‌های اقلیمی اتحادیه اروپا، به‌ویژه نظام تجارت انتشار گازهای گلخانه‌ای (ETS) و سازوکار تعدیل کربن در مرزها (CBAM)، با توان رقابتی تولیدکنندگان اروپایی هماهنگ شود.

آیا اروپا می‌تواند فولاد را در داخل نگه دارد؟

کاهش ۲۰ درصدی صادرات فولاد اروپا را نمی‌توان یک نوسان تجاری دانست. مجموعه داده‌های موجود نشان می‌دهد صنعت فولاد اروپا با یک مسئله چندلایه مواجه است: تقاضای ضعیف، هزینه بالای انرژی، ظرفیت مازاد جهانی، محدودیت بازارهای صادراتی و هزینه گذار به تولید کم‌کربن.

بروکسل تلاش کرده با محدود کردن واردات بدون تعرفه و اعمال تعرفه ۵۰ درصدی پس از عبور از سهمیه، یک سپر تجاری برای تولیدکنندگان اروپایی ایجاد کند. اما این سیاست در بهترین حالت می‌تواند بخشی از فشار رقابتی خارجی را کاهش دهد؛ مسئله هزینه تولید و ضعف تقاضای داخلی همچنان باقی است.

در واقع، چالش اصلی اروپا اکنون فقط «چگونه فولاد بیشتری تولید کنیم؟» نیست؛ بلکه این است که چگونه فولاد را با هزینه‌ای تولید کنیم که در بازار جهانی رقابت‌پذیر باشد، همزمان انتشار کربن را کاهش دهیم و زنجیره تولید فولاد را در داخل اروپا حفظ کنیم.

پاسخ به این معادله می‌تواند تعیین کند که اروپا در سال‌های آینده همچنان یک قطب تولید فولاد باقی می‌ماند یا به بازاری بزرگ برای مصرف فولاد تولیدشده در سایر مناطق جهان تبدیل خواهد شد.

از دیگر رسانه ها
دیدگاه